سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

مراحل مختلف مطالعات مربوط به کاربري زمين

 

-1-مراحل مختلف مطالعات مربوط به کاربري زمين

به طور کلي سابقه مطالعات مربوط به کاربري زمين وسير تحولات تئوريهاي مربوط به آن را مي توان در چهار مرحله تقسيم بندي نمود :

الف-مرحله اول :(1800تا1900ميلادي )

اين مرحله يک دوره زماني نسبتاً طولاني را از اوايل قرن نوزدهم تا اواخر اين قرن در بر        مي گيرد در اين مرحله بخش اعظم توسعه شهر ها بدون اتکا به هر نوع طرح و برنامه مدوني صورت مي گيرد. بيشتر توجه برنامه ريزان در اين دوره به اراضي بيرون شهر وساماندهي آن معطوف مي گردد. نظريه غالب در اين دوره نظريه کاربري زمين «فون توفن» است که عبارت بود از يک شهر مرکزي و دوايري بدور آن که هر کدام با توجه به ويژگي هاي تعيين شده به کاربري خاصي اختصاص داشت. در اين دوره توسعه شهر ها عمدتاً به طور بي رويه ، بي برنامه  و  بي ضابطه در حاشيه بافت منسجم شهر ها واطراف صنايع وخطوط آهن صورت مي گيرد و مداخله دولت صرفاً به ايجاد تسهيلات بهداشتي محدود است. در انگلستان در واقع هنوز شهر سازي به مثابه يک حرفه وجود ندارد و نظرياتي که دراين دوره درباره چگونگي توسعه شهري مطرح     مي شود از زبان نظريه پردازان مسائل اجتماعي است که در عمل قابل استفاده نيستند. از جمله مهمترين اين نظريه پردازان اون(owen)وفوريه (fourier)هستند که توسعه شهري را در خار ج از شهرهاي موجود مناسب مي دانستند و شرايطي بکر وعاري از هر گونه مانع ومحدوديت را پيش فرض ساختن شهرهاي متعادل وايده ال مي پنداشتند. جنبه هاي عملي اين نظريات زماني مورد استفاده قرار مي گرفت که بخشي از طبقات مرفه جامعه به زندگي در حومه شهرهاي بزرگ تمايل نشان دادند و توسعه حمل و نقل و تمرکز بيش از حد خدمات در مراکز شهري در اوايل قرن بيستم تحقق اين امر را ميسر ساخت.

بر خلاف آنچه در حومه هاي شهري رخ مي داد، بازسازي مراکز شهري در چارچوب طرحهاي مدون صورت مي گرفت. اهداف و محتوي اين طرح ها با توجه به نياز هاي جوامع و دولت هاي جديد تعيين مي شد. برج و باروها، محلات فقير نشين ، املاک بزرگ اشرافي و کليسا در مراکز شهري قرون وسطايي از موانع اصلي توسعه بودند. از ميان برداشتن اين موانع براي رفع نيازهاي جديد هدف اصلي اين طرحها بود. محتوي اين طرحها پيش بيني مکاني براي ايجاد مراکز جديد اداري وخدماتي ، ميادين ، شاهراه هاي جديد ، خطوط مترو وراه آهن و تاسيسات آب و فاضلاب بود ، که از نخستين طرحهاي شهري به مفهوم امروزي آن به شمار مي روند.

ب مرحله دوم ( 1900تا 1950ميلادي )

اين مرحله يک دوره زماني را از اوايل قرن بيستم تااوايل دهه 50 ميلادي دربرمي گيرد . در اين دوره اصول شهرسازي مدرن شکل مي گيرد و کوششهايي به عمل مي آيد تا اين انديشه ها درعمل نيز تجربه شوند .

دراين دوره نظريه هاي متعددي درباره شهرسازي مطرح مي شود که برخي از اين نظريات عبارتند از

نظريه آرتورسوريا درباره (( شهر خطي ))

نظريه ابنزر هاوارد درباره (( باغشهر ))

نظريه منطقه بندي ( zooning )

نظريه هاي جنبش نومعماري ( مطرح شده درمنشور آتن )

نظريه لوکوربوزيه درباره (( شهر درخشان ))

نظريات مطرح شده درايالات متحده آمريکا ( که مهمترين آن نظريه كلارنس پري درباره واحد همسايگي است )

نظريات مکتب شيکاگو درايالات متحده آمريکا (( مهندسين مشاور شارمند ، 1383، 27و28)

درواقع از اين دوره به بعد است که نظريات مربوط به تئوريهاي کاربري اراضي شهري شکل مي گيرد وتوجه برنامه ريزان از برون شهر به درون شهر معطوف مي گردد و بحث زمين و تخصيص آن به کاربريهاي متفاوت ، بحث تقسيم شهر به کاربريهاي تجاري – مسکوني ، صنعتي وکشاورزي ودرکنار آن بحث هايي مثل قيمت زمين و اجاره مطرح مي گردد. ( رهنما ، جزوه درسي ، 1385)

در اين مرحله طرحهاي شهري براساس الگوي ارائه شده از طرف کنگره چهارم معماري مدرن ( سيام ) براي 33 شهر اروپايي از جمله لندن ، پاريس ، برلين ، آتن و روم تهيه مي گردد . منتهي روشهايي که براي سامان دادن شهرهاي بزرگ در اين طرحها بکار گرفته مي شود عمدتاً پراکنده و نامنسجم هستند وطرحهاي کلي شهري از محدوده مراکز شهري فراتر نمي رود .

ج مرحله سوم : ( 1950تا1970)

پس از پايان جنگ جهاني دوم دراروپا وآمريکا در زمينه ساخت و ساز شهرها و بازسازي شهرها و روستاهاي خراب شده الگوي طرحهاي جامع عقلايي، طراحي ومورد استفاده قرار مي گيرند.

اين کشورها پس از پايان جنگ طرح هاي با فرايند : شناخت وضع موجود – تجزيه وتحليل – ارائه راه حل جامع، تهيه وشهرهاي خود را با اين فرايند بازسازي مي کنند ( مجتهدزاده ، 79،134)

ازدهه 50 به بعد بطور کلي اختيارات وسيعي در زمينه تهيه طرحهاي توسعه شهري و منطقه اي به مقامات اداري – محلي داده شد درانگلستان مطابق قانون سال  1947 طرح هاي توسعه مي بايست طرح هاي جامعي از کاربري زمين و وضعيت توپوگرافي بدست دهند . هر شوراي شهرستان موظف به تهيه نقشه عمومي آينده شهرستان بود که هر بيست سال تجديد مي گرديد . وضميمه آن نقشه ديگري بود که نشان دهنده ي قسمت ها ومراحل مختلف توسعه بود و هر پنج سال مي بايستي مورد بررسي مجدد قرار مي گرفت (حکمت نيا وديگران ،1385، 117)

اهداف طرحهاي جامع شهري از اصول شهرسازي کارکردي ، که درچهارمين کنگره بين المللي معماري مدرن درسال 1933تدوين شده بود نشأت مي گرفتند . اين طرحها حاوي برنامه هاي کلي و بلند مدت توسعه شهري براي يک دوره بيست ساله تهيه مي شدند و ضميمه آن تهيه طرحهاي تفضيلي بود که به مثابه ابزار اجرايي طرحهاي جامع شهري تلقي مي شدند .

د مرحله چهارم : ( 1970به بعد )

از اواخر دهه 60ميلادي به بعد با بروز ناکامي ها و انتقادات جدي از طرحهاي جامع درکشورهاي غربي لزوم تجديد نظر دراين طرحها دردستور کار مسئولان و مديران شهري قرار گرفت . بسياري از اين طرحها به لحاظ بي توجهي به عوامل زيست محيطي و شرايط موجود تحقق نيافتند و بسياري ديگر بدليل شکاف بين طرح وشرايط موجود شهر صرفا برروي کاغذ باقي ماندند وهرگز اجرا نشدند .(رهنما ،10،1384)

در سال 1964از طرف وزارت مسکن انگلستان باتشکيل يک گروه مطالعاتي ويژه موضوع بازنگري در الگوي طرح هاي جامع شهري دردستور کار قرار گرفت . گزارش گروه مشاور برنامه ريزي درسال 1965با عنوان ((آينده طرح هاي توسعه و عمران)) انتشار يافت که نظرات و تصميمات آن مبتني بر رويکرد سيستمي بود و به تصويب قانون برنامه ريزي شهري و روستايي سال 1968منجر شد . براساس اين قانون الگوي طرح هاي ساختاري – راهبردي به طوررسمي در انگلستان جانشين الگوي طرح هاي جامع سنتي گرديد و از آن پس به ساير کشورهاي جهان نيز راه يافت .( مهديزاده و ديگران ، 1382- 55)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها