سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

نقد طرح های جامع شهری و دلایل عدم تحقق آنها و پیشنهادات لازم جهت اجرایی شدن

نقد طرح های جامع شهری در ایران

چکیده

طرحهای توسعه شهری محور و مبنای فعالیتهای عمرانی شهری را تشکیل می دهند.با وجود این،توسعه شهرها در موارد بسیاری برخلاف پیش بینی ها و پیشنهادهای طرحهای توسعه مصوب رخ داده است.دلایل گوناگونی برای ناکامی طرحهای جامع بر شمرده اند،ازجمله اینکه در این طرح ها به تأثیر عوامل اقتصادی،اجتماعی در توسعه فیزیکی شهر بی توجهی شده است.این طرحها تأثیر سکونتگاههای پیرامونی شهر یا همان حوزه نفوذ را نادیده گرفته اند.در این طرحها از ابعاد گوناگون توسعه شهری یا جنبه های مختلف شهر غفلت شده است و یا اینکه طرحهای جامع اساساً آن قدر ایستا و جامع بوده اند که نتوانسته اند توسعه پویای شهرها را هدایت کنند.

در این نوشتار سعی در نقد طرحهای جامع در ابعاد مختلف آن و ارائه الگوی مناسب برای برنامه ریزی شهری در ایران را دارد.

مقدمه

بیش از چهار دهه است که طرح های توسعۀ برای شهرهای ایران به منظور ایجاد زمینۀ توسعۀ کالبدی موزون و هماهنگ آنها تهیه شده اند.هرچند این طرحها با مقدمات فنی و تخصصی و نیز صرف هزینه های زیادی تهیه گردیده اند و البته تأثیرات مثبتی در منطقه بندی کاربری ها و رعایت ضوابط و مقررات ساختمان و بهبود نسبی حیات شهرها داشته اند،اما به دلایل متعددی نتوانسته اند به تمام اهداف خود برسند چنانکه بررسی های موجود حاکی از آن است که در اغلب شهرها کمتر به اهداف مورد نظر خود رسیده اند.

بی شک شناخت زمینه ها وعلل این وضع وآگاهی از میزان تحقق طرح های جامع در ایران نیازمند مطالعه و بررسی طرحهای جامع شهری می باشد.

1)نظری به تحولات برنامه ریزی شهری ،شهرنشینی و شهرسازی در کشور

توسعه شهری در مفهوم تاریخی-اجتماعی خود،در واقع بازتاب توسعه اقتصادی-اجتماعی در مقیاس ملی محسوب می شودبا توجه به تحولات عمومی ایران در دوران جدید می توان چهار مرحله اساسی در تحولات شهرنشینی و شهرسازی کشور تشخیص داد:

1)-دوره آشنایی با شهرنشینی جدید(دوره قاجار):در دوره اول زیر نفوذ اقتصادی-سیاسی سرمایه داری جهانی نخستین مظاهر تمدن صنعتی مثل کارخانه،تلگراف،درشکه،واگن اسبی،راه آهن،اتومبیل،بیمارستان،دارالفنون و غیره به جامعه ایران،که اکثریت غالب مردم آن روستانشین بودند،رسوخ پیدا کرد،به دنبال این تحولات،اولین تغییرات مدیریتی-کالبدی نیز در شهرهای بزرگ ایران،مثل تصویب اولین قانون شهرداری ها در سال 1283،بلوار سازی،خیابان کشی،کوشک سازی،پارک سازی و مانند اینها پدیدار گردید.بویژه شهر تهران به عنوان پایتخت کشور،با تقلید از الگوی پاریس روبه توسعه و نوسازی نهاد.

2)-در دوره دوم همراه با رشد اقتصاد سرمایه داری در کشور و زیر فشارها سیاست رسمی«تجددطلبی»،روند شهرنشینی و روند نوسازی شهری قوت گرفت.درآغاز این دوره با رواج تولیدات کارخانه ای،توسعه وسایل حمل و نقل ماشینی و گسترش تاسیسات و تجهیزات جدید شهری،ضرورت نوسازی شهرها،در دستورکار حکومت تجدد طلب وقت قرار گرفت،و در نتیجه نخستین اقدامات و طرح های شهرسازی به صورت نوعی «شهرسازی نظامی»به مرحله اجرا درآمد.این روند در سالهای پس از 1320هرچند با وقفه و ملایم تر همچنان ادامه پیدا کرد.

3)-دوره سوم شهرنشینی و شهرسازی در ایران،که به عنوان مرحله رشد شتابان،نامیده می شود،از اواخر دهه1330 آغاز شد،عوامل زمینه ساز این دوره عبارتست از کودتای امریکایی 1332،اصلاحات اراضی1341،اجرای برنامه های عمرانی،افزایش درآمد نفت،هجوم روستائیان به شهرها و قانونی شدن اجرای طرح های شهری به صورتطرح های جامع،تفضیلی و هادی.

4)-دوره چهارم یا دوره بعد از انقلاب:بروز انقلاب و جنگ تحمیلی،ونتایج برنامه های انقلابی حکومت و آثار نتایج برنامه های عمرانی گذشته ,علاوه بر تشدید شهر نشینی باعث افزایش و ناهماهنگی در در نقاط شهری منجر گردید.از سال 58 تا سال 1363 تقریباً 81%افزایش جمعیت هشت ساله کشور،جذب نقاط شهری گردید.طبق آمار،افزایش 33درصدی تعداد شهرها نسبت از سال 1355 به به 496 شهر در سال 65 و هم چنین افزایش نسبت جمعیت شهرنشین از 465 شهر در سال 65 و همچنین افزایش نسبت جمعیت شهرنشین از 46%در سال 55به حدود 65% در حوالی سال 70 را می توان مشاهده کرد.

زمینه های ایجاد طرح های شهری

مسئله شهر قبل از هر چیز مسئله سازمان دادن به فضا است.حقیقت زندگی شهری در این است که رشد مناسب و به هم پیوستۀ کلیۀ عناصری را که این مجموعۀ انسانی را در فضا تشکیل می دهد باید شناخت و به تحقق نزدیک ساخت.«اگردیبو می گوید”باید فضا را به خدمت خود درآوریم”در حقیقت کوشش را که لازم است در این راه انجام شود بیان کرده است.

بررسی روند و چگونگی سازمان یابی فضایی کشور در دوره بندیهای مختلف با توجه به الگوی توسعه و شرایط متفاوت اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی نمایان می سازد که شبکه شهرهای ایران به دنبال دگرگونیهای ساختاری و حاکمیت الگوی توسعه برونزا دچار تغییرات اساسی گردیده است و تحولات پنج دهه اخیر برخی از ویژگی های این الگو را تشدید کرده و موجب پیدایش کلانشهرها،گسیختگی شبکه شهری کشور و مناطق شده بطوریکه سازمان مبادلاتی متقابل ومتمرکز متوجه پایتخت و مادرشهرها و شهرهای بزرگ شده است.

یک شهر قدرتمند در سطح فوقانی هرم شهری،چندشهر متوسط و کوچک ناتوان در فاصله ای زیاد و انبوهی از روستا-شهرهای کوچک و روستاها با عملکردی ضعیف و اندامی فرسود،در قاعده تحتانی هرم شبکه شهری که وظایف تقسیم کار حوزه ای را برعهده دارند،الگوی ساختاری و فضایی شبکه شهری را تشکیل می دهد.گذر از یک جامعه سنتی(باسیستم ساختاری و عملکردی ویژه)به یک جامعه شبه صنعتی،الزام تحول در روابط متقابل فضایی،ساختارهای فیزیکی،نظام های شبکه ای،حجم های جمعیتی،عملکرد برون و درون کانونی را بوجود آورده وآهنگ خدمات خود را با پیکر به ساختار فضایی و شبکه شهرها طنین انداز کرده است.غلبه بخش خدمات و گسترش شتاب آلود زیرساختها و تمرکز امکانات در فضاهای کانونی،تغییر در نحوه ارتباطات بین منطقه ای و درون منطقه ای باعث شکل گیری سیمای نامتجانس در نحوه استقرار فضایی جمعیت و فعالیت شده است.

رشد و تحول سریع شهرها از دوران حکومت پهلوی دوم به تبع رشد اقتصادی و گسترش صنایع در شهرها و اصلاحات اراضی و تحولات کشاورزی منجر به پدیدۀ مهاجرت و گسترش در رشد شهرها گردید.گسترش شهرها بدون داشتن قانون مقررات و ضوابط مشخص و مدون صورت گرفته و مسائلی را در کوتاه مدت و بلند مدت در برداشته است.بدنبال بروز مسائل شهری طرح هایی در این زمینه تهیه گردید که از ابتدا بیشتر به منظور تامین خدمات زیربنائی شهری در محلات قدیمی شهرها و همچنین کنترل توسعه و رشد محلات جدید شهری توجه داشتند.

پیامدهای مهاجرتها،گسترش بی رویه شهرها و گسستگی بافت متشکل شهرها،پایین آمدن سطح زندگی و خدمات در محلات شهری،دگرگونی بافت فیزیکی و ساختار اقتصادی و اجتماعی شهرها را در پی داشت و مسائل شهری را به پدیده ای بغرنج تبدیل نمود.چنانکه دستیابی به اهداف توسعه بدون داشتن طرح و برنامه امکانپذیر نمی باشد در نتیجه برنامه ریزی شهری و تهیه طرح های جامع یکی از ابزارهای موجود طرح ریزی در سطح محلی است که تحت تاثیر منطقه و کشور می باشد.اولین قدم در خصوص تهیه طرحهای جامع به سال 1345برمیگردد که ضمن تاسیس شورای عالی شهرسازی و معماری در ایران اقداماتی جهت تهیه طرحهای جامع و تفضیلی صورت گرفت،باز می گرددکه به منظور پاسخگوئی به مسائل و مشکلات شهری این طرحها بتدریج تهیه و تصویب گردیدند

“در ایران و در شهرایرانی همه چیز تبلور کالبدی-فضایی آنچه در جامعه وجود دارد می گردد،همه چیز دو سویه می شود و با دو بینهات برخورد می کنیم.هنگامی که در سال 1343 وزارت آبادانی ومسکن شکل می گیرد؛طرح های جامع شهری در دستور کار قرار می گیرد و آرمانشهر دولت پهلوی نمایان می شود.اگر طرح های شهری 1310می خواستند که انعکاس تفکر هاسمان گرایانه را پیاده کنند،اما طرح های جامع از این پس نوید دهنده «معماری و شهرسازی بولدزر گونه»هستند.با تصویب قانون نوسازی و عمران شهری در سال 1347زمینه تحقق طرح های جامع برای تغییرات سازمان کالبدی –فضایی شهر فراهم می شود. “

الگوی برنامه ریزی جامع و طرحهای جامع

از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مجموعه ای از نظریات و رویکردها در عرصه توسعه و عمران شهری در اروپا و آمریکا مطرح شد که از برآیند آنها دانش برنامه ریزی به وجود آمد.به نظر پیتر هال پیشروان و متفکران اولیه برنامه ریزی شهری،به دوگروه اصلی تقسیم می شوند:

الف)گروه انگلیسی-آمریکایی(سنت انگلیسی-آمریکایی):شامل کسانی مثل «ابنزر هوارد» (E.Howard)،«ریموند آنوین»(R.unwin)،«باری پارکر»(B.Parker)،«کلارنس پری»(K.Perry)،«کلارنس اشتاین»(K.Stein)،«پاتریک گدس»(P.Geddes)،«پاتریک ابرکرومبی»(P.Abercrombie)،«فرانک لوید رایت»(F.L.Wright).

ب)گروه اروپایی(سنت اروپایی):شامل کسانی چون «آرتور سوریا ماتا»(A.Soria Mata) ،«تونی گارنیه»(T.Garnier)«ارنست مای» (E.may) ، (لوکوربوزیه» (Lecorbusier).

در این میان این متفکران،از«پاتریک گدس»معمولاً به عنوان پایه گذار و نظریه پرداز اصلی برنامه ریزی شهری یاد می شود.او و شاگردان نام آورش«لوئیس مامفورد»(L.Mumford) که هر دو در اصل زیست شناس بودند-با استفاده از اصول بوم شناسی و زیست شناسی«نظریه ارگانیستی»را در شهرسازی مطرح ساختند که براساس آن«الگوی طرح جامع»به وجود آمد و در انگلیس و آمریکا جنبه قانونی و رسمی پیدا کرد.نظریات گدس با نظریات با نظریات «کارکرد گرایی»شهرسازی مدررن«منشور آتن-1933) در هم آمیخت و در سراسر جهان به صرت طرح های توسعه شهری به کار گرفته شد در واقع نظریات گدس و اصول طرح های جامع بیش از نیم قرن بر تفکر شهرازی علمی جهان حاکم بود و تا حدود 1960 در خاستگاه خود دوام آورد،ولی هنوز آثار این شیوه برنامه ریزی در کشورهای جها سوم از جمله ایران باقی مانده است.

طرح جامع شهری

طرح جامع شهری

رواج الگوی برنامه ریزی جامع در ایران

با تاسیس سازمان برنامه و بودجه در سال 1327،اندیشه برنامه ریزی جامع به کمک مشاوران خارجی در ایران صورت عملی به خود گرفت.بویژه پس از کودتای 1332 ونفوذ همه جانبه دولت آمریکا در سیاست و اقتصاد ایران،الگوی برنامه ریزی جامع،تحت تاثیر الگوی رایج در آمریکا نفوذ گسترده ای در کشور پیدا کردپس از تشکیل سازمان برنامه وبودجه در ایران و حضور کارشناسان آمریکایی(گروه هاروارد)در تدوین برنامه های توسعه و عمران اقتصادی در ایران،نظریه برنامه ریزی جامع به عنوان یک دیدگاه رسمی و قانونی به کار گرفته شد.

الگوی توسعه شهری در این دوره،زیرنفوذ همه جانبه ایالات متحده آمریکا،تابعی از الگوی توسعه اقتصادی-اجتماعی غربی بود که بر ادغام بازار ملی در بازار جهانی و رشد برونزا و تأکید برمعیارهای کمی اتکا داشت.در واقع در برنامه عمرانی اول و دوم زیرساختهای عمومی این نوع توسعه فراهم شد و در برنامه سوم و چهارم و پنجم تاکید بیشتری بر توسعه شهری در چارچوب طرح های جامع مبذول گردید.

در برنامه پنجم عمرانی چنین پیش بینی شد که برای شهرهای بالای 25هزار نفر ،طرح جامع تهیه گردد.با تصویب قانون تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران ،طرح های جامع شهری شامل دو مرحله طرح جامع و طرح تفضیلی شد و قرار داد تهیه طرح های جامع و تفضیلی (تیپ12)تهیه گردید.

بعد از انقلاب اسلامی،در شرح خدمات همسان

تهیه طرح های جامع،اصلاحات و تغییراتی،اگر

چه نه در محتوا بلکه در روش و مراحل تهیه

و تصویب آن بعمل آمد و با عنوان طرح توسعه

و عمران وحوزه نفوذ و تفضیلی شهرها در 1363

صورت قانونی و اجرایی پیدا کرد.

((جایگاه طرحهای جامع در نظام برنامه ریزی کشور))

طرح جامع

محتوای طرحهای جامع

طرح جامع: به موجب بند 2ماده 1قانون تغییر نام وزارت ابادانی،مسکن به وزارت مسکن و شهر سازی و تعیین وظایف آن مصوب 1353،”طرح جامع” شهر عبارت از طرح بلند مدتی است که در آن نحوه استفاده از اراضی و منطقه بندی مربوط به حوزه های مسکونی-صنعتی-بازرگانی-اداری و کشاورزی و تاسیسات و تجهیزات شهری و نیازمندیهای عمومی شهری،خطوط کلی ارتباط و محل مراکز انتهای خط ترمینال و فرودگاهها و بنادر و سطح لازم برای ایجاد تاسیسات و تجهیزات و تاسیسات عمومی و مناطق نوساز،بهسازی و اولویتهای مربوط به حفظ بنا و نماهای تاریخی و مناظر طبیعی،تهیه و تنظیم می گردد. براساس این تعریف و با توجه به مفاد قرار داد تهیه طرحهای توسعه و عمران، طرحهای جامع در 3 مرحله کلی به شرح زیر می باشد.

1-مرحله بررسی:این مرحله در دید کلان بررسی کلی منطقه و سپس حوزه نفوذ شهر و در نهایت بررسی و شناخت وضع موجود شهر که در پی وضع گذشته آن صورت می پذیرد را شامل شود.

2-مرحله تحلیل:این مرحله با توجه به اطلاعات حاصلی از مرحله اول،به تجزیه و تحلیل آن پرداخته و نتایج حاصل از این بررسیها را نیز شامل می گردد.

3-مرحله تدوین برنامه:با در نظر گرفتن نتایج حاصل از مرحله تحلیل،به تدوین برنامه طرح جامع پرداخته می شود.

به مطالعه و ارائه پیشنهادات در چهارچوب زیر می پردازد:

الف:اساس طرح جامع:در این بخش ساخت و بافت شهر،عناصر تاریخی آن،کاربریهای عمده،تقسیمات کالبدی و شبکه ارتباطی مورد تجزیه وتحلیل و ارائه راه حل قرار می گیرد.

ب:بخش جمعیت و جهات توسعه:این بخش شامل مسائلی نظیر جمعیت پذیری،تراکمها و جهات توسعه شهر می باشد.

ج:ارائه ضوابط و معیارها:در این قسمت سرانه و نیز مقررات و ضوابط در خصوص نحوه عمل با کاربریهای مختلف ارائه می گردد.

مجموعه مراحل مختلف که با شناخت گذشته و وضع موجود شهر آغاز و پس از تجزیه و تحلیل علتها و بررسی احتمالات تغییرات آتی را برآورد جمعیت و اشتغال شهر به تعیین تراکمها و سطوح لازم برای هر کاربری و محل آن و تنظیم ظوابط مربوطه می رسد،سند طرح جامع را بوجود می آورد که عبارتند از:

الف)طرحهای جامع شهری وسیله ای برای تنظیم کالبد فیزیکی لازم برای فعالیتهای اقتصادی اجتماعی مردم در یک شهر و در یک بعد زمانی است.

ب)طرح های جامع شهری باید در یک نظام پیوسته برنامه ریزی مطرح باشند(تاکنون به علت نداشتن طرح های جامع منطقه ای طرح های جامع شهری نتوانسته اند در سطوح مختلف انسجام میان سطوح مختلف داشته باشند).کلیه طرحها با توجه به طرح ملی،منطقه ای و منطبق با سیاستهای اهداف کلی استوار باشند.

ج)طرح جامع باید به صورت مستمر و مداوم در یک نظام تکوینی تهیه گردد و یک طرح قطعی و بدون انعطاف فاقد ارزش و اعتبار می باشد.زیرا کلیه عناصر تشکیل دهنده یک طرح جامع دائماً در حال تغییر و تحول می باشد و فاکتورهای بسیاری در آن دخیل اند که همواره در حال تغییر و تحول اند لذا یک طرح جامع باید دائواً در حال تجدید و مطالعه باشد.

پ)چون طرح های جامع شهری برای منافع شهروندان تدوین می شود،پس بهتر است جهت تامین هر چه بیشتر این منافع،مردم را در مراحل مختلف طرح(تهیه ،تدوین،اجراء)مشارکت دهند.

کارفرما،مجری،ناظرطرحهای جامع کیست؟

طرحهای جامع با قراردادی به صورت یکنواخت(تیپ)،برای تمامی شهرهای مورد قرارداد تهیه می شد.در ابتدا این طرحها در دو مرحله تهیه می شدند.مرحلۀ اول شامل انجام بررسی ها،شناخت وضع موجود شهر مانند مطالعات جغرافیایی،اقلیمی،تاریخی و بررسی ویژگیهای اقتصادی ،اجتماعی و کالبدی شهر بود و در بخش آخر،این مطالعات،جمع بندی و تجزیه و تحلیل می شوند.در مرحلۀ دوم،طرح کالبدی شهر و گزارشهای مربوطه ارایه می شد.این مراحل،هرکدام جداگانه به تصویب شورای عالی شهرسازی می رسید،این طرحها بسیار کلی بودند. حداقل زمان برای تهیۀ این طرحها،یک سال برای هر مرحله بود که با احتساب زمان تصویب آنها در بهترین حالت از سه سال نیز تجاوز می کرد و در عمل،تهیۀ این طرحها بیش از این طول می کشید.برای نمونه می توان به طرحهای جامع تهران،اصفهان،همدان،اشاره کرد.افزون بر طولانی بودن فرایند تهیه و تصویب آنها،از آن جا که شهرداریها عموماً نمی توانستند طرحهای جامع مصوب ابلاغ شده را(که بسیار کلی بود)درک نموده و توانایی هماهنگ نمودن اقدامات عمرانی شهر را با این طرحها در جهت تحقق بخشیدن به اهداف طرحهای یاد شده نداشتند،عملاً از این طرحها نیز استفادۀ زیادی نمی شد.با تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران و ضرورت تهیۀ طرحهایی که به جزییات بیشتری از طرحهای جامع بپردازد،قراردادهای تیپ طرحهای جامع تغییر نمود و طرح خدمات طرحهای توسعۀ شهری به صورت طرحهای جامع و تفضیلی تنظیم گردید.در پی آن طرحهای توسعۀ شهری مجدداً در دو مرحله تهیه می شوند.مرحلۀ اول شامل طرح جامع و مرحلۀ دوم دربرگیرندۀ طرح تفضیلی بود.

قراردادهای طرح جامع شامل متن قرار داد و چهار پیوست بود،بر اساس شرح خدمات قرارداد تیپ مذکور،از سال 51 موضوع قرار داد در مرحلۀ اول شامل بررسی در شهر،تجزیه و تحلیل،تهیۀ نقشه های راهنما،تهیۀ طرح جامع و برنامۀ توسعه و اصلاحات بود و در مرحلۀ دوم شامل مطالعۀ طرح تفضیلی،تعیین خط پروژ و ارتفاع کلی محورهای اصلی موجود و پیشنهادی،محتوای طرح تفضیلی و طراحی طرحهای تفضیلی بود.براساس این شرح خدمات،تاسال 63،برای بیش از 60شهر کشور طرح جامع و تفضیلی تهه و به تصویب می رسد که به عبارتی از مجموع 500 شهر کشور،حدود12 درصد شهرها تحت پوشش طرحهای جامع و تفضیلی قرار می گیرند.برای تصویب و اجرای طرح جامع یک شهر در این طرح مراحل گوناگونی بدین شرح بایستی طی شود.

مرحله اول که این امر تشخیص داده شد،هزینه لازم توسط اداره کل مسکن و شهرسازی برآورده شده و اولویتها معین می شود،پس از تامین اعتبار تهیه طرح توسط وزارت مسکن و شهرسازی،دستگاه تهیه کننده طرح معین شده و قرار داد تهیه طرح جامع بسته می شود و مشاور بر اساس قرارداد (تیپ)طرح را تهیه می کند.بالاخره پس از تصویب نهایی طرح در شورای عالی شهرسازی و معماری ایران،طراح به شهرداری مربوطه(از طریق وزارت کشور)معرفی شده تا طبق اولویتهای تعیین شده،اجراء طرح به مورد اجراء گذاشته شودکه برعهده شهرداری می باشد. در طول اجراء نیز شورای شهرسازی استان برآن نظارت خواهد کرد.

منابع مالی طرحهای جامع

اجرای طرحهای جامع در دو بخش عمومی آن(دولتی و شهرداریها)به میزان عمده ای به شهرداریها محول گرده است و دستگاههای دولتی دیگر نیز به نوبه خود در این امر ایفای نقش می نمایند لذا در جهت بررسی منابع طرحهای جامع بایستی به بخشهای مختلف دست اندرکار اجرای طرح توجه نمود.منابع طرحهای جامع به طورعمده در2موضوع{الف:منابه مالی ب:منابع زمین}خلاصه می شود:

الف)منابع مالی:

بخشهای اصلی اجرای طرحهای جامع را می توان به ترتیب بخش خصوصی شهرداریها و بخش دولتی نام برد.قسمت عمده کاربریهای طرح توسط بخش خصوصی انجام می شود پس قسمت عمده ای از منابع مالی طرح عملا منابع مالی بخش خصوصی خواهد بود.

شهرداری: بخش دوم منابع مالی درآمد شهرداری، که از طریق وصول عوارض و بخش کوچکی از آن متکی به کمکهای دولتی و طرحهای درآمدزا می باشد.

اعتبارات دستگاهها:سومین منبع مالی اعتبارات دستگاههای مختلف عمده ترین این دستگاهها در بخش اجرائی آن سازمان مسکن و شهرسازی استان و دستگاههای خدماتی نظیر شرکت آب و فاضلاب و توزیع نیروی برق استانها می باشند.

بخش دیگر منابع مالی اعتبارات سازمان برنامه و بودجه به شکل اعتبارات ملی واستانی در اختیار شهرداریها و دستگاههای اجرائی قرارمی گیرد که به دلیل عدم هماهنگی با مشکل جدی مواجه اند.

ب)منابع زمین :

تخصیص زمین به کاربریها و فعالیتهای مختلف در نهایت بخش قابل توجهی از طرح جامع را تشکیل می دهد زمین بخصوص زمین های موات شهر می باشد.

اهداف طرح جامع

اهداف کلی طرح جامع شهری را می توان به شرح زیر بیان کرد:

1-تبین توسعۀ فیزیکی شهر بصورت بهینه

2-تخصیص زمین به گزینه های نختلف با حداکثر استفادۀ بالقوه از آن

3-فراهم کردن تسهیلات لازم برای تأمین نیازهای مختلف جامعه بشری

4-توسعۀ اقتصادی و تأمین فرصتهای اشتغال برای همۀ بخشهای جامعه

5-تأمین خدمات عمومی برای شهروندان،مانند امکانات حمل و نقل،آموزش و پرورش و غیره.

6-تعیین محدودۀ محیطهای محله ای-واحدهای همسایگی

7-ارائه سیمای عمومی و برنامه کلی توسعۀ آیندۀ شهر

8-تعیین وظایف و عملکردهای متعدد شهر و حفظ رابطه و تناسب فیزیکی لازم میان بخشهای گوناگون به منظور کاهش تضادها و تقابل های میان کارکردیهای مختلف شهر

9-فراهم ساختن منافع بیشتر برای جامعه به منظور رشد هماهنگ شهر.

10-تخصیص بودجه عمومی به صورتی حساب شده و اقتصادی بگونه ای که رفاه عمومی جامعه شهری تامین شود.

نحوه انجام طرحهای جامع شهری در کشور

در کشور ما مهمترین سازمان اجرائی طرحهای جامع شهرداریها هستند هرچند که نهادهای دیگری نیز با شدت و ضعف در اجرای طرحهای جامع نقش دارند لاکن به دلیل اینکه قسمت عمده طرحهای پیشنهادی مرتب با شهرداری بوده و با اینکه در مجموع شهرداری وظیفه مطابقت اقدامات عمرانی بخشهای دیگر با طرح جامع را بعهده دارند،علیرغم ضعف فنی و تخصیصی اغلب شهرداریها،بازهم بایستی شهرداری ها را علیرغم عدم احاطه آنها برتمامی اهداف طرح،سازمان اصلی اجرای طرح قلمداد نمود.

در موضوع روشهای اجرائی می توان به روش امانی،پیمانی و پیمان مدیرت اشاره نمود که در کشور رایج است و نیز در بحث تکنیکهای اجرائی می توان از روشهائی نام برد که از طریق انها بهترین و سریعترین راه اجرا،نحوه تأمین بودجه و روند پیشرفت می باشد.در رابطه با طرح جامع معمولاً این عمل به صورت یک زمانبندی کار خلاصه می گردد.C.P.Mرا بدست می آید که یکی از آنها به دنبال تحولات گوناگونی که در شهرهای کشور بویژه در دهه های اخیر بوقوع پیوست،جمعیت شهرها به طور سرسام آوری افزایش پیداکرد و مهاجرت روستائیان به شهره روز به روز گسترش بیشتری می یافت.بنابراین در پی گسترش سریع شهرها،تهیه و تدوین طرحها و برنامه هایی برای هدایت و کنترل این رشد گسترش و ایجاد قوانین و خط مشی هایی برای اداره شهرها و مدیریت و اقدامات شهرسازی ضروری می شود.

مسائل و مشکلات طرحهای توسعه شهری در ایران

مسائل و مشکلات نظری در طرحهای توسعه شهری

الگوی مرسوم برنامه ریزی جامع طرحهای توسعه شهری ایران اقتباسی از الگوی خطی مبنی برفرآیند سه گانه” شناخت،تحلیل و طرح” که بر خرد گرایی و مبانی منطقی نظریه کارکرد گرایی استوار است.این الگوی نظری اصولاً دارای محدودیتهای است که نمی تواند شناختی همه جانبه و دقیق از کلیات حیات شهری و تحولات آن به دست دهد.شیوه مطالعه در روش مرسوم و سنتی،براساس روش علمی و عقلی،یعنی از طریق استقراء است که طی آن اطلاعات لازم در مورد اجزاء شهر جمع آوری و تجزیه و تحلیل می گیردد بدون آنکه به ارتباطات و یا روح حاکم بر هر بخش پرداخته شود بطور مثال اطلاعات کمی مربوط به حمل و نقل و عبور و مرور –شامل شبکه معابر،وسایل نقلیه، میزان تردد و سایر مسائل مربوط به آن جمع آوری می گردد بدون آنکه جایگاه نظام حمل و نقل در تعامل با سایر عناصر اصلی نظام شهری تعیین و یا تبیین شود.

مسائل و مشکلات مربوط به حوزه فرا شهری(منطقه ای –ملی)

نظام برنامه ریزی شهری ارتباط مستقیمی با نظام حکومتی و حوزه فرادست خود دارد. و نمی تواند مستقل از سیستم عمل کند.وجود مسائلی همچون رشد جمعیت،مهاجرتهای گسترده از روستا به شهر و کلانشهرها،بحرانهای مالی و وجود ساختارهای چندگانه اقتصادی،همگی در نظام شهری تأثیر می گذارد.بدون آنکه این نظام به تنهایی قادر به بررسی و تحلیل و یا تعیین تکلیف برای آنها باشد.بعبارتی دیگر برنامه ریزی شهری صرفاً موضوع علمی و فنی مستقلی نیست که به تنهایی قابل بررسی باشد بلکه دلیل وابستگی شدید به شرایط سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و کالبدی و بسترهای شکل گرفته آن ناگزیر از حوزه های فرادست شهری است.این مقوله که با عنوان سیاستهای آمایش سرزمین و تحلیل نظام اسکان شناخته می شود یکی از حلقه های مفقود نظام برنامه ریزی شهری در ایران بشمار می رود.این نقطه ضعف خصوصاً بدلیل ساختار تمرکزگرا تصمیم گیری در ایران و عدم استقلال بخشهای مختلف جغرافیایی مورد تأکید بیشتری است.

مسائل و مشکلات نظام تهیه و تدوین طرح

تجربه برنامه ریزی در جهان بطور اعم و در کشورهای سوسیالیستی بطور اخص نشان داده است که پیش بینی دراز مدت برای اجزاء متنوع حیات اجتماعی کشور وجود ندارد.

این امر نیازمند استفاده از شاخصهای زیادی است که جمع آوری آنها مشکل می باشد علاوه براین عوامل کیفی،متغیرها باعث می شوند که پیش بینی جامع و مانع برای دراز مدت امکان پذیر نباشد.در مقابل محدودیتهای روش سنتی علوم تجربی،شیوه جدیدی از نگاه به علتها در اواسط قرن بیستم پدید آمده که در آن به روح کلی حاکم بر پدیده ها تأکید می شود نه وحدت ظاهری آنها.

تأکید بر اجزاء بدون ارتباط با هم در شرح خدمات طرحهای جامع شهری ایران وجود دارد.در این نوع شرح خدمات ،مشاور بر اساس شناخت و پیش بینی انبوهی از شاخصها چون وضع تولید در بخشهای مختلف اقتصادی،خدمات،جمعیت و سایر موارد بدون امکان قطعیت در پیش بینی ها به تهیه نقشه کاربری اراضی بر مبنای سقف جمعیتی و اشتغال در بخشهای مختلف می پردازد نتیجه چنین مطالعاتی این است که کلیت شهر که صورت کاملی از تقابل نمودها و ابعاد مختلف چند وجهی است،به مجمموعه ای از شاخص های کمی تقلیل یابد بدون آنکه ساختار مفهومی رابطه بین آنها لحاظ شود.به عبارتی دیگر غنی ترین وجه شناخت(بررسی روح حاکم بر اجزاء)در مطالعات توسعه شهری انجام نمی گیرد.

مسائل و مشکلات نظام اجرایی و مدیریتی طرح

طرحهای توسعه شهری بنا به ماهیت ذاتی شان،به عنوان فعالیتی با اهداف و وظایف خاص و شرح خدمات همسان و جدا از شرایط و امکانات مدیریت و اجزاء طرح شکاف و جدایی بوجود آید.تدوین و اجرای طرح با دو نظام متفاوت انجام می شود؛از یک طرف تهیه به عهده کارشناسان خارج از نظام اجرایی است و اجرای طرح به عهده تشکیلات اداری و اجرایی است که کمتر با اهداف برنامه ریزی و روشهای مطالعاتی بکار رفته در طرح همخوانی دارد.همچنین ضعف نهادهایی اجرایی محلی و محدودیت اختیار و مسئولیت آنها در روند تهیه،تصویب و اجرای طرح باعث رشد برنامه ریزی متمرکز و آمرانه شده است. چنین روندی مانع جلب همکاری در مشارکت نهادها و نیروهای محلی موثر در توسعه شهری می شود.

مسائل و مشکلات مربوط به قوانین و مقررات شهرسازی

وجود چند گانگی،عدم شفافیت و تناقض در قوانین نظام برنامه ریزی شهری در ایران مشهود است.واقعیت این است که بدون وجود ضوابط مشخص در نحوه اجرای طرحهای شهری هر یک از پیشنهادها با ضعف و یا عدم اجرایی آن مواجه می شوند.به عنوان مثال ارتباط طرحهای توسعه شهری با ضوابط مربوط به مالکیت اراضی شهری بیش از هر چیز نیازمند بازنگری و تغییر است.

نظری به مشکلات طرح های جامع شهری

طرح های جامع شهری که براساس الگوی برنامه ریزی جامع-عقلی استوار بوده،در عمل،با عوارض منفی بسیار روبرو شده که از جهات مختلف مورد تحلیل و چاره جویی قرار گرفته است.در اینجا ، بی آنکه قصد بررسی تفضیلی در میان باشد،به برخی از محدودیتهای اصلی طرح جامع شهری،که زمینه ساز پیدایش طرح های ساختاری- راهبردی بوده است،اشاره می شود.

انتقادات وارده به الگوی طرح های جامع،به چندین گروه تقسیم می شود.

الف-انتقادات نظری و روش شناختی(مثل نظریات پوپر،فالودی،شین مک کونل و …)

ب-انتقادات اجتماعی و فرهنگی(نظریات رابرت گانز،جین جکوبکس،کریستوفر الکساندرو …).

پ-انتقادات سیاسی و اقتصادی (نظریات دیوید هاروی،مانوئل کاسلز،فریدمن و…)

ت-انتقادات طراحی و معماری(نظریات رابرت ونتوری،برداران کریر،کوین لینچ،چارلز جنکس و…)

«پیتر هال»در بررسی و ارزیابی تجارب پیشروان اولیه برنامه ریزی شهری(گدس و،هاروارد،گارنیه و لوکوربوزیه و…)به چند نتیجه کلی اشاره می کند که از نظر شناخت علل تحولات بعدی بسیار گویا است:

اول_اغلب این متفکران به تولید نقشه های تفضیلی و کامل(Buleprint)و ارئه اسناد قطعی در مورد آینده علاقمند بودند و کمتر به عوامل اقتصادی و نقش نیروهای بخش خصوصی و غیره در اجرا و تحقق طرح ها توجه داشتند …

دوم –پیشروان اولیه برنامه ریزی شهری،به ندرت به ارائه گزینه های مختلف اقدام کرده اند.از نظر آنان یک نگرش می تواند نسبت به آینده وجود داشته باشد.

سوم-نکته بارز این است که پیشروان خیلی زیاد به برنامه ریزی کالبدی تأکید داشتند و آنان حتی به مسائل اجتماعی و اقتصادی،نیز از دید کالبدی می نگریستند و راه حل کالبدی برای آنها جستجو می کردند.

در گزارشی مفصل«مرکز سازمان ملل متحد برای سکونتگاههای انسانی»(Habitate) در سال 1995،که در آن تجارب برنامه ریزی شهری در سطح جهان مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته،این نظر اعلام شده که طرح های جامع سنتی اغلب ناموفق بوده است.به نظر کارشناسان سازمان ملل متحد،علل ناکامی طرح های جامع توسعه شهری عبارتند از:

*عدم هماهنگی و همکاری میان بخش های عمودی و افقی برنامه ریزی …

*ناهماهنگی میان فرایند تهیه طرح ها و سیاست های اقتصادی و احتماعی…

*مقررات نامناسب کاربری زمین در مورد منطقه بندی و تفکیک اراضی

*تنگناهای سازمانی و عدم همکاری میان نهادهای مسول مختلف…

*با توجه به مشکلات و به منظور اصلاح نظام برنامه ریزی شهری،سازمان ملل متحد،ایجاد تغییرات زیر را لازم دانسته است:

الف-در نظر گرفتن امکانات و ابزار های اجرایی

ب-در نظر گرفتن سلسله مراتب انواع طرح های شهری و منطقه ای

پ-تأکید بر برنامه ریزی محلی و عملی

ت-تأکید بر ابعاد راهبردی و مدیرت طرح های شهری

ث-تغییر طرح های شهری از صورت آماده به صورت یک فرایند

به طور کلی می توان مجموعه نقایص و مشکلات طرح های جامع شهری را به سه عرصه نظری،روشناسی و اجرایی تقسیم کرد کرد:

الف:مشکلات در مبانی نظری طرح های جامع

الگوهای طرح های جامع،اصولاً برمبانی نظری اثبات رایی،کارکرد گرایی و مطلق گرایی استوار است و بنابراین ذاتاً دارای محدودیتهایی است که نمی تواند شناخت درستی از شهر و راه های اصلاح آن نشان دهد.اهم این مشکلات نظری به قرار زیر است:

*عدم توجه کافی به ماهیت پیچیده و پویایی شهر و مشکلات ینده گری برای آن

*سردرگمی دانش شهرسازی میان رشته های مختلف علوم مهندسی،طبیعی و اجتماعی

*تقلیل برنامه ریزی جامع به برنامه ریزی کالبدی و عدم توجه به طراحی شهری

*عدم توجه کافی به روندهای تصمیم سازی و تعیین اهداف و سیاستها

*عدم توجه کافی به اهرم های لازم برای نظارت و هدایت توسعه شهری

*عدم توجه کافی به اهداف کیفی،عدالت اجتماعی و ارزش های بومی

ب)مشکلات روش شناسی در طرح های جامع

*انجام مطالعات تفضیلی،پراکنده،غیر منسجم و بی هدف

*ناپیوستگی میان مراحل برنامه ریزی،طراحی و اجرا و مدیریت

*تأکید بی از حد بر معیارهای کمی،تقسیمات مصنوعی و یکسان سازی الگوها

*محصور کردن توسعه آتی شهر در چهارچوب خشک و بی انعطاف نقشه کاربری زمین

*عدم توجه کافی به ویژگی های اجتماعات محلی و نیازهای آنها

ج)مشکلات اجرایی و مدیریتی

*عدم مشارکت شهروندان و گروههای ذی نفع در روند تهیه و اجرای طرح

*تبدیل طرح و توسعه شهری به مجموعه ای از ضوابط خشک اداری و رسمی

*عدم توجه کافی به امکانات اجرایی(مالی،فنی و سازمانی)

*عدم استفاده از امکانات مردمی و محلی

مسائل و مشکلات طرحهای جامع در ایران

نخست باید بگوییم که عدم رضایت از طرحهای جامع،خاص کشور مانیست.اگر نارضایتی-تقریباً همگانی-از طرحهای جامع در کشور ما از همان نطفه آغاز شد،در مغرب زمین عدم کارایی طرحهای جامع از حدود سالهای 1960م (یعنی تقریباًهمان زمانی که ما تازه به تهیه طرحهای جامع پرداختیم)به گوش می رسید و مخالفت با آن ار حدود سالهای 1980م بالا گرفت.

درماندمک نیل شهراز انگلیسی است که تجربه ای کافی در شهرسازی کشورهای جهان سوم دارد.او در سال 1982 درباره عدم کارایی طرح های جامع می نویسد:”نیازی به تکرار این نکته نیست که بگوییم تمام گزارشهای طرحهای جامع اکنون صرفاً در قفسه کتابخانه ها انباشته شده اند و یا نقشه های کاربری زمین در این طرحها و پیشنهادهای حوزه بندی(Zoning)این طرحها(بارنگهای مختلف)اکنون دیوارهای دفاتر شهرسازی را تزیین می کنند،در حالی که شهرها برخلاف هدفها و پیشنهادهای این طرحها-که با دقت هم تهیه شده و باید تا سال 2000معتبر باشند-گسترش می یابند و تقریباً کسی گوش به این طرحها و پیشنهادها بدهکار نیست.فاصله وحشتناکی که بین برنامه و آنچه عملاً صورت می گیرد وجود دارد و همین مهمترین و بزرگترین دلیل مرگ طرحهای جامع قدیمی است.گذشته از اینکه هدف این طرحها قابل ستایش بدانیم یا ندانیم به هر حال این نوع شهرسازی اعتبار خود را از دست داده است زیرا به نتایج مورد نظر نرسیده است

مهمترین دلایل عدم تحقق طرح های جامع شهری به شرح ذیل می باشد:

مشکلات در مبانی نظری طرح های جامع

*-خدمات طرح های جامع شهری امروی یکنواخت است.

*بدون اینکه طرح های عمرانی در طرح بالادست نظیر منطقه ای ببینیم و بعداً در طرح های تفضیلی مشخص کنیم،تهیه طرح های تفضیلی و امثالهم و…صورت می گیرد

*-وجود نقص،ضعف و عدم دقت در تدوین ضوابط و مقررات و نیز عدم ارائۀ ضوابط مشخص برای ساخت و ساز

*-اقتباس تقسیمات اداری و سیاسی ایران از طرح ها و نظرات فرانسه،طرح های جامع شهری از انگلیس و قوانین شهرداری از امریکا بنابراین 3قالب متفاوت در کشور وجود دارد که باعث ایجاد مشکل می شود.

*-کمبود و نارسایی قوانین شهرسازی

*-انعطاف ناپذیربودن و غیرواقع گرا و آرمانی بودن طرح یا بلند پروازانه بودن طرح

*-جامعیت فراگیر:طرحهای جامع مدعی جامعیت هستند.البته این ادعا در رابطه با امکان هماهنگی معنی می دهد و بدون آن تحقق نمی یابد.

*-سیستم یک طرفه تصمیم گیری،سیستم تصمیم گیری در تهیه طرح های شهری در ایران مرکزی است.همه طرح ها به تصویب شورای عالی شهرسازی می رسد و سپس از طریق وزارت کشور برای اجراء به شهرداری ها ابلاغ می شود.شهرداری ها در فرایند تهیه و تصویب مشارکت ندارند.

*-وجود تنشهای سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی که این عوامل امکان پیش بینی دقیق و دراز مدت را کاهش می دهد.

*-یکنواخت بودن نحوه مطالعات طرح های جامع شهری برای کلیه شهرهای کشور (براساس شرح خدمات)

*-مطالعات طرح از تاریخ و جغرافیای شهرشروع می کند و هیچ نتیجه ای نمی گیرد.در واقع مطالعات مستقل از هم است و هیچ ارتباطی با هم ندارند

مشکلات روش شناسی در طرح های جامع

*-عدم توجه به ارتباط متقابل شهر و منطقه و به چشم نیامدن شهر در دل منطقه و بعنوان جزئی از منطقه و به عبارتی نداشتن بینش سیستمی در طرح ریزی

*-غیر اقتصادی بودن بسیاری از پیشنهادات طرح ها

*-عدم دعایت اصول عدالت در طرح ها

*-مکان یابی غلط کاربریها در اثر کمبود مطالعات و بررسی ها.

*طرحی ایستا برای هویتی پویاست.

*-عدم تهیه طرح های تفضیلی منطبق بر مصوبات طرح های جامع و عدم انتخاب اراضی قابل تملک جهت مصارف انواع کاربریهای پیشنهادی طرح.

*-نبود هدف گذاری های منطبق با سایر شهری در طرحها

*-عدم توجه به روابط شهر و روستای در مطالعات شهری

*-عدم توجه به روابط بین شهری و مناسبات سلسله مراتب شهری در طرح شهری

*-عدم توجه به توازنهای محیطی و برهم زدن تعادل زیست محیطی

*-عدم توجه به بافتهای تاریخی و آثار باستانی و با ارزش معماری شهرها

*-عدم توجه به بافتهای اجتماعی منسجم شهر

*-عدم توجه به مسئله حاشیه نشینی در شهرها

*-منظور کردن توسعه بخش خدمات به عنوان پایه اقتصادی پیشرفت شهر

*-عدم امکان پیش بینی صحیح در بخش های اقتصادی و اجتماعی

*-در زمان مطالعات طرح،وضع موجود آن درست و صحیح تطبیق نمی دهند. ناراییهای و مشکلات ناشی از اهداف،خواسته ها و محتوای طرحها

*-عدم هماهنگی میان بخشی،(شهرسازی جریان میان بخشی است)زیرا ماهیتاً دارای ابعاد اجتماعی،اقتصادی،کالبدی،خدماتی و رفاهی است.بنابراین همکاری و هماهنگی همه ارگانها و نهادهای خدماتی،اداری و عمرانی وانتظامی شهرها را طلب می کند،اما در ایران هیچ ارگانی در شهرها قادر به ایجاد هماهنگی بین این نهادها نیست. *-عدم طرح مصوب با مقتضیات واقعی موجود در زمان ابلاغ آن به علت بوجود آمدن فاصله زمانی قابل توجه بین تاریخ تهیه و تاریخ تصویب و بلاغ طرح.

*-عدم ابلاغ طرح مصوب به سایر سازمانهای مسوا در عمران شهر مانند ادارات آموزش و پرورش،بهداشت و درمان،….بطور ی که دستگاههای مربوط ناگزیر به برنامه ریزی در جهت تأمین امکانات مالی برای تملک اراضی و احداث واحدهای خدماتی مربوطه شوند.

*-طبقه بندی های اجتماعی گوناگون در آمده است که گاه به صورت کاست نیز بروز می کند.به همین دلیل ظرف برنامه های جامع در خور مظروف آن در کشورهای در حال توسعه نیست.

مشکلات اجرایی و مدیریتی

*-عدم وجود سلسله مراتب در نظام طرح ریزی کالبدی کشور

*-وجود جدائم نقدی_کمیسیون ماده صد شهرداری)در شهرداری ها که سبب بروز تخلفت فراوان شده و سیمای شهرها را در جهت منفی دگرگون ساخته است.

*-بی توجهی به نقش مردم

*-عدم توجه به امکانات و موانع مالی برای اجرای طرح و نیز اثرات اقتصادی بر شهروندان وکشور *-لحاض سرانه های بلند پروازانه و بی توجهی به توان فنی و مالی شهرداریها و…

*-نارسای طرحها در برآورد صحیح جمعیت و نیازهای واقعی جمعیت

*-حاکم بودن دیدگاه سودگرانه در مدیریت شهری

*-مرکزی بودن دیدگاه برنامه ریزی شهری و ضعف نهادهای محلی

*-هرگونه تخلفی که در استاها انجام بدهند از طریق کمیسیون ماده 5است 30تا 40درصد از کاربریها و سرانه ها عوض می شود نظیر شیراز

*-مالکیت اراضی-ماکلیت خصوصی اراضی شهری و قوانین ثبیت

*- مهندسین مشاور تهیه طرح،معمولاً از خود استان و یا شهرستان نیستند بنابراین اگاهی کافی از مسائل آن ندارند.

*-عدم وجود مکانیزم و مدیریت مناسب برای ارزیابی طرح در مقاطع مختلف

*-عدم اعمال نظارت برساخت و سازهای بی رویه و بدون پروانه ساختمانی و رعایت نکردن مقررات و ضوابط طرح های جامع توسط شهرداریها.

*بی توجهی به نقش مردم و خواسته های آنها در شکل گیری طرح

*-تعطیل شدن عمل برنامه ریزی،سپس آز آنکه طرح های شهر تهیه،تصویب و بلاغ شد.عمل برنامه ریزی شهری تعطیل می شود در حالی که رگانهای مربوط انتظار اجرای کامل طرح را می کشند.بدین ترتیب رابطه بین تهیه کننده طرح و مجری طرح تا 10سال(زمان برنامه طرح)قطع می شود تا نوبت به تجدید نظر طرح برسد،در حالی که واقعیتهای شهری مدام در حال تغییر و تحول هستند.

*-کشورهای در حال توسعه برخلاف کشورهای توسعه یافته،با گوناگونی های عمیق و وسیع اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مواجه اندفزیرا این کشورها در دوران گذار به سر می برنداین گوناگونی ها به صورت شکاف های فاحش درآمد،مشاغل رسمی و غیر رسمی گروه های قومی و قبلیه ای….

*-از عوامل بسیار مهم،تعداد دستگاههای تصمیم گیرنده در مورد طرح ها است

*-تهیه کنندگان طرح که بیشتر معماران هستند و کمتر از شهرسازان و برنامه ریزان شهری استفاده می شود.نیروی انسانی چه در زمان تصویب و چه در زمان اجراء در عدم تحقق طرح موثر است.

*–عدم وجود ضمانت اجرائی برای طرح های جامع،از سوی سازمانها و وزارتخانه ها و سایر دوائر به عنوان مجری طرح

*-عدم نظارت وزارت مسکن و شهرسازی (شورای عالی شهرسازی)بر چگونگی و نجوه اجرای طرح ها(فقدان کنترل و نظارت بر طرح ها)

*-عدم مشارکت مردم،مردم از آینده خود مطلع نیستند و نقشی در آن ندارند

*-طرح جامع توسط شهری توسط وزارت مسکن و شهرسازی تهیه می شود و اجرای آن بر عهده شهرداری هاست،بنابراین تغییرات بسیار زیادی از طریق ماده کمیسیون 5در استانها داده می شود.

*-طرح جامع،باید در شورای عالی تصویب شئد،حسن این ماده عدم تغییر کلی در طرح بوسیلۀ استاهاست و عیب آن اظهار نظر 12وزیر در مورد طرح است که هیچ آشنایی با منطقه ندارند

سیر تحولات طرح های جامع در کشورهای در حال توسعه

عمده جمع بندی کاستی ها و به کارگیری شیوه برنامه ریزی در کشورهای در حال توسعه را،نظریه پردازان کشورهی توسعه یافته انجام داده اند.به هر صورت نکات اساسی جمع بندی مذکور عبارتنداز:

الف)به غیر از ایرادات عمومی وارد بر طرح های جامع متعارف در کشورهای توسعه یافته که شهرهایشان از رشدی آرام برخوردارند،این طرح ها تا حدودی کارآیی داشته است.اما رشد سریع شهرنشینی در کشورهای در توسعه و دگرگونی سریع و مداوم در انها،به هیچ وجه اجازه استفاده از طرحهای جامعی را که به شکلی منجمد برای سالیان دراز برای شهر تعیین تکلیف می کند نمی دهد.به همین دلیل طرح ها بر روی کاغذ باقی مانده و شهرها به راه خود می روند.

ب)کشورهای در حال توسعه برخلاف کشورهای توسعه یافته،با گوناگونی های عمیق و سیع اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مواجه اند،زیرا این کشورها در دوران گذار ه سر می برند.این دگرگونی ها به شکاف های فاحش درآمد،مشاغل رسمی و غیر رسمی گروه های قومی و طبقه بندی های اجتماعی گوناگون در آمده است که گاه به صورت کاست(Caste) نیز بروز می کند.

به همین دلیل ظرف برنامه ای جامع در خور مظروف آن در کشورهای در حال توسعه نیست.

ج) کشورهای در حال توسعه از لحاظ تأمین منابع مالی اجرای طرح های خود بسیار ضعیف تر(و در مضیقه تر)از کشورهای توسعه یافته اند.به همین دلیل اگر طرح های جامع سنتی(متعارف)با وجود اشکلات مالی تا حدودی در کشورهای توسعه یافته قابل اجرا بودند،در کشورهای در حال توسعه این امر به محال نزدیک است.علاوه بر این،کمبود امکانات فنی و اجرایی نیز در کشورهای مذکور مانع اجرای طرح هاست.

د)در طرح های جامع سنتی برنامه ریزی منطقه ای به صورتی ضعیف مطرح است در حالی که در کشورهای در حال توسعه که دچار مهاجرت شدیدند نیاز به نگرش گسترده بسیار است.

با در نظر گرفتن این نکات اساسی،بیش از پیش به اثبات رسیده که طرح های جامع سنتی به هیچ وجه قابلیت اجرا در کشورهای در حال توسعه را ندارند و باید از طرح های پیشرفته برنامه ریزی استفاده کرد که در آن کل نگری،امکان گزینش گزینه های مختلف با در نظر گرفتن آثار هر یک،هزینه های و شیوه های تامین مالی پروژه ها،اولویت ها،گوناگونی ساختار اجتماعی و اقتصدی با رعایت استانداردها و شیوه های مختلف زیست،شرکت گسترده مردم و…ملحوظ شده باشد.

قابل توجه است که طبق آخرین گزارش سازمان ملل متحد،روش های اتخاذ شده برای برنامه ریزی و توسعه شهری در کشورهای توسعه یابنده به گونه ای بوده است که در دهه 1980 بر تعداد و نسبت فقرا و و مسایل محیط زیست آنها افزوده شده است و بخشی از این موضوع از اعمال سیاسیتهای تعدیل در آنها،بدون اتخاذ شیوه های نوین برنامه ریزی شهری ناشی بوده است.

اصلاح نظام برنامه ریزی شهری در کشور
ایجاد ارتباط سیستمی بین سطوح مختلف برنامه ریزی
توجه به ابعاد اقتصادی-اجتماعی طرح های توسعه و عمران شهری
تدوین شرح خدمات مناسب برای شهرهای مختلف
ایجاد هماهنگی میان طرح های شهری و بخشی
توجه به امکانات اجرایی،مال و مشارکت شهروندان
توجه به انعطاف پذیری طرح ها

(وزارت کشور،1369)

پیشینه و اقدامات اصلاحی در مورد طرح های جامع

تقریباً پس از گذشت یک دهه از رواج الگوی طرح های جامع در ایران،به تریج برخی نظریات انتقادی و اصلاحی در مورد مبانی نظری و روشهای اجرایی آنها مطرح گردید که بویژه در اواخر دهه 1370 صورتی گسترده تر و عمیق تر پیدا کرد.در ایران نخستین منابع در زمینه مبانی نظری سیستم ها در اواخر دهه1350 و اوایل دهه1360 به فارسی ترجمه و یا تالیف گردید و چند سال بعد نخستین مقالات در مورد کاربرد نظریه سیستم ها در شهرسازی به طور پراکنده و محدود منتشر شد.که در چندین بحث کلان ارائه گردید.

پیشنهادات نظری

نگرشی بر الگوهای برنامه ریزی شهری در ایران،به منظور اصلاح نظام برنامه ریزی شهری در کشور رهنمودهای ارائه شده است که محورهای عمده آن به قرار روبه رو است

در مقاله بررسی و نقد اجمالی طرح های جامع شهری(غمامی،1371)با توجه به نارسایی و عدم کفایت طرح های جامع و به تبدیل طرح های خیالی به طرح های واقع گرایانه رعایت اصول زیر پیشنهاد شده است:

1-نعطاف پذیری:برای سازگار کردن طرح های شهری با طبیعت و ماهیت شهرهاو..
2-بهبود مدیریت:حل مشکلات قانونی و تأمین منابع و امکانات لازم اجرایی
3-واقع گرایی:شناخت کافی از شرایط واقعی جامعه

در مطالعات طرح ارزیابی طرح های جامع شهری در ایران(سازمان برنامه،1372)برای الگوی طرح های توسعه شهری در ایران پیشنهاد شده است :

1)واقع گرایی اقتصادی:عملی بودن طرح ها از نظر اقتصادی

2)رعایت عدالت اجتماعی:جلوگیری از کاهش یا افزایش فوق العاده ارزش اراضی

3)حفظ انعطاف پذیری :در جهت پاسخگویی به تمایلات شهروندان،انطباق با تحولات و تنوع طرحها

اقدامات و اصلاحات قانونی و رسمی

همراه اجرای طرح های جامع و ضرورت پاسخگویی به نیازها و مشکلات جدید به تدریج انبوهی از قوانین و مقررات اصلاحی و تکمیلی در جهت اصلاح نظام شهرسازی کشور به تصویب رسیده است:از اهم این قوانین و مقررات می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

*طرح آماده سازی زمین (مصوب 1367)

*طرح شهرای جدید(1371)

*طرح توسعه و عمران ناحیه (1373

*طرح مجموعه شهری(1374)

*ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای معلولین(1368)

*ضوابط و مقررات مربوط به تامین فضای عمومی و خدماتی شهرها(1369)

*آئین نامه طراحی راهها و خیابانهای شهری(1373)

*الگوی سطح بندی ماطق و مراکز روستایی(1378)

*آئین نامه نحوه بررسی وتصویب طرح های توسعه وعمران محلی،ناحیه ای،منطقه ای و ملی (1378)

در سال 1376 وزارت مسکن وشهرسازی،بنا به ضرورت،فعالیت گسترده ای در مورد بهبود شهرسازی در دستور کار خود قرار داد.براین اساس به منظور بازنگری در محتوا و شکل شرح خدمات طرح های جامع کمیته ای به نام “کمیته تعاریف،شرح خدمات و قرار دادها”تشکیل شد که نتایج کار آن پس از 18ماه فعالیت به صورت رساله ای با عنوان:”مبانی و چهارچوب بازنگری شرح خدمات طرح های شهری” در سال 1378ارائه نمود.براساس پیشنهادات این کمیته به منظور تعمیق مطالعات و نظرات مربوط به اصلاح الگوی طرح های توسعه و عمران شهری در ایران دو طرح تحقیقاتی در سال 1379به مرحله اجرا گذاشته شد که به عناوین زیر می باشد:

1-طرح تحقیقاتی:”تجدید نظر در تعاریف،مفاهیم و محتوای طرح های توسعه شهری”

2-طرح تحقیقاتی:”برنامه ریزی ساختاری-راهبردی توسعه شهری-تجربیات اخیر جهانی و جایگاه آن در ایران”

تجربیات عملی در اصلاح طرح های توسعه شهری

با آشکار شدن نواقص طرح های جامع و بروز عوارض منفی آنها،تعدادی از شرکتهای مهندسان مشاور و برنامه ریزان شهری به اشکال و صور مختلف کوشیده اند تا از مشکلات طرح های جامع بکاهند و به نحوی به اصلاح پذیری،انعطاف پذیری و تحقق پذیری آنها کمک کنند.محورهای اصلی این کوششها به طور عمده در جهت دوری از الگوی خشک و جامد طرح های سنتی و گراش به دیدگاههای راهبردی و شرایط و نیازهای واقعی شهرها و شهروندان کشور بوده است.در این راستا الگوی جدیدی از طرح ها و برنامه های شهری با عناوین مختلف مثل “طرح های استراتژیک”،”طرحهای سیال”،طرح های قابل انعطاف مطرح گردیده که در آنها رویکردی جدیدی نسبت به موضوعاتی مثل تقسیمات شهری،تعیین کاربریها و سرانه ها،ضوابط منطقه بندی و تراکم و غیره به کار گرفته شده است.

اقدام برای تدوین برنامه ریزی استراتژیک تهران،از نخستین کوششهای نظری و عملی در جهت بازنگری در الگوی ناکارآمد طرح های جامع سنتی در ایران محسوب می شود.

یکی دیگر از طرحها،”طرح توسعه و عمران بندرعباس” که یکی از نخستین طرح های است که در آن سعی شده است از محدودیتهای خشک الگوی جامع پرهیزگردد.

طرح پیشنهادی

پیدایش و راوج الگوی طرح های ساختار-راهبردی

*با توجه به تنگناها و نواقص موجود در روال شهرسازی رایج و با توجه به دیدگاه ها و اهداف نوین در شهرنشینی و شهرسازی،الگوها و روش های دیگری با عناوین مختلف مثل«طرح راهبردی»،«طرح توسعه و عمران»،«طرح ساختاری»،«طرح عمومی»،«طرح راهنما» و مانند این ها در عرصه برنامه ریزی شهری در جهان رواج پیدا کرده است.

*با توجه به خصلت چند رشته ای و میان رشته دانشی شهرسازی،مبانی فلسفی و علمی همه این الگوها به دانش های عام و فرا رشته ای مثل «نظریه سیستم»،نظریه سیبرنتیک و«نظریه ارتباطات»برمی گردد.جوهر همه آنها بر«کل نگری» و «نگرش سیستمی» استوار است که بر شناخت یکپارچه عناصر و ارتباطات اصلی و روندها و نیروهای کمی و کیفی موثر بر حیات شهر،به جای بررسی تفضیلی اجزاء و و احدهای جدا از هم،تأکید و اصرار می رود.

مراحل تدوین برنامه ریزی در روش سنتی عبارتست از:بررسی وضع موجود،تحلیل وضع موجد و پیش بینی آینده با تأکید بر جنبه های کالبدی فضایی توسعه و معیارهای می،اما الگوهای جدید این روند عبارتست از:شناسایی و تبیین اهداف کیفی و کمی،تحلیل وضع موجود براساس اهداف،تدوین سیاست ها و راهکارها برای رسیدن به اهداف که با بازبینی و اصلاح مستمر همراه است.

در نگرش جدید جدید،اساس برنامه ریزی شهری،به جای تأکید بر اهداف کمی و کالبدی بر معیارهای کیفی و انسانی مثل آسایش عمومی،توسعه پایدار،عدالت اجتماعی و غنای فرهنگی استوار است.همچنین به منظور تحقق پذیری و تضمین اجرای طرح ها،عواملی مثل مشارکت مردمی،مدیریت اجتماعی،آموزش همگانی،اجرای تدریجی،بازنگری مستمر و مانند این ها،نه به عنوان ابزارهای کمکی و مفید بلکه به نوان عوامل و روش های لازم در روند برنامه ریزی و اجرا تلقی می گردد.

ویژگی های «طرح ساختاری-راهبردی»

به نظر می رسدکه نوان«طرح ساختاری-راهبردی»اصطلاح مناسبی برای معرفی رویدادها و روش های جدید در برنامه ریزی و طراحی شهری محسوب می شود.عنوان«ساختار»بیانگر آن است که این گونه الگوی برنامه ریزی فقط با عناصر و ارتباطات اصلی شهر،به عنوان یک کل یکپارچه و تحول پذیر سروکار دارد.همچنین اصطلاح «راهبردی»مبین آن است که این گونه برنامه ریزی معطوف به هدایت و نظارت بر سیستم شهر(از طریق دخالت ممکن در ساختار و کارکرد)است و هیچگونه اداعایی برای پیش بینی کامل و قطعی برای آینده آن ندارد.

در طرح ساختاری-راهبردی به جای تأکید به جای تأکید بر ابعاد و شکل توسعه کالبدی و تعیین قطعی کاربری زمین و سرانه ها،بیشتر توجه توجه به اهداف درازمدت اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی و هماهنگی آنها با اهداف توسعه کالبدی،معطوف می گردد.در واقع طرح ساختاری-راهبردی،سیاست های کلان اقتصادی،اجتماعی را در مورد کاربری زمین،حمل و نقل،شرایط محیط زیست و رفاه اجتماعی تشریح می کند و به نوع خود به عنوان راهنمایی برای تهیه طرح های موردی و محلی و هدایت آنها محسوب می شود.

براساس طرح ساختاری-راهبردی انواع طرح های اجرایی به صورت طرح های موضوعی(حمل و نقل،فضای سبز،مسکن و …)طرح های منطقه ای(برای بخش بزرگ شهر)و طرح های ناحیه ای(برای اقدامات فوری نوسازی)با دقت وتفضیل بیشتر تهیه می شود.

هر طرح ساختاری-راهبردی دارای هار رکن عمده زیر است.

الف)تبیی و تعیین اهداف کلان(دیدگاه های عمومی و دراز مدت)

ب)تعیین سیا ست ها و راهکارها (وسایل و روش های وصول به اهداف)

ج)تدوین نقشه استخوان بندی شهر(نظام کلان کاربری،شبکه،فضای سبز و…

د)ایجاد نظام فعال مدیریت(مشارکت،پیگیری،نظارت و اصلاح مستمر)

برنامه ریزی ساختاری-راهبردی به حفظ کلیت شهر و ایجاد تعادل پویا میان روندهای اصلی توسعه کالبدی و روندهای اجتماعی درازمدت نظر دارد و برنامه ریزی بری زمینه های فرعی و جزئی را به شرایط خاص زمانی و مکانی آنها و به شرایط خاص زمانی و مکانی آنها و تحول تدریجی واگذار می کند.در طرح های راهبردی افق زمانی معمولاً در حدود 10تا 15 سال در نظر گرفته می شود که در چهارچوب آن طرح های مختلف به صورت فوری،کوتاه مدت و میان مدت تدوین می گردد.

برنامه ریزی ساختاری-راهبردی بر شنات روندها،امکانات،مشکلات و نیازهای واقعی و اساسی شهر مبتنی است.بنابراین نه تسلیم وضع موجود می شود و نه به دنبال اهداف بلند پروازانه و غیر عملی می رود.در واقع در روند تحول و رشد طبیعی و درون جوش،توسعه شهر را به سوی تعادل هدایت و تسهیل می کند.

برنامه ریزی ساختاری-راهبردی ایجاب می کند میان روند برنامه ریزی،روند مشارکت و روند مدیریت شهری نوعی همکاری و هماهنگی سیستمی به وجود آید.در واقع در این الگو،نظام مدیریت،مشارکت و نظارت به عنوان بشی از فرایند عمومی برنامه ریزی تلقی می گردد.از دیگاه مدیریت شهری شامل عرصه های مختلف مثل مدیریت راهبردی،مدیریت اجرایی و مدیریت ارزیابی خواهد بود.

الگوی برنامه ریزی ساختاری-راهبردی،بنا به طبیعت خود،ایجاب می کند که اسناد طرح،به جای گزارش های مفصل فنی و رسمی و در بسته،به صورت ساده،روشن و قابل فهم برای همگان تدوین شود و برای جذب آگاهی،اظهار نظر و مشارکت عامه مردم در روند برنامه ریزی شهری محسوب می شود.

برنامه ریزی راهبردی براین اندیش اساسی استوار است که میان شهرسازی خوب و شهروندان خوب و میان طرح های خوب و مجریان خوب،پیوندی عمیق و متقابل وجود دارد.بنابراین وظیفه برنامه ریزی و مدیریت شهری فقط توسعه و حفاظت کالبدی شهر نیست.بلکه هدف نهایی،اعتلای کیفیت زندگی شهری و ارتقای فرهنگ شهرنشینی است.

نتیجه گیری

شهر یک سیستم فضایی است که از عناصر آن نسبت به همدیگر در ارتباط می باشند و به همین دلیل ماهیت سیستمی آن،روابط متقابل بین محیطهای اقتصادی،اجتماعی و کالبدی آن وجود دارد.از طرفی هدایت و ساماندهی اجزای مختلف شهر در چهارچوب طرحهای جامع شهری انجام می شود.بنابراین کارآیی هر چه بیشتر شهرها متأثر از فرایند برنامه ریزی شهری می باشد.لذا با توجه به موارد و مشکلات فوق الذکر،طرحهای جامع شهری به عنوان ابزاری برای برنامه ریزی توسعه موزون شهر می باشند که جنبه های سه گانۀ اجتماعی،اقتصادی و کالبدی را مورد توجه قرار می دهد،اصلاح فرایند تهیه و تصویب و اجرای آنها مستلزم این است که ابتدا و مقدم برآن فرایند برنامه ریزی شهری اصلاح شود.در مجموع در زمینه نگرش بر برنامه ریزی جامع باید اصلاحات و راه کارهای صورت پذیرد ،مهمترین اصلاحات شامل:

الف)اصلاح روابط بین سطوح مختلف برنامه ریزی

ب) اصلاح فرایند برنامه ریزی و محتوای طرحهای جامع شهری

ج) اصلاح سازوکار اجرای پیشنهادات طرحهای جامع شهری

پیشنهادات:

-استفاده از رویکرد اخیر برنامه ریزی از جمله رویکرد برنامه ریزی فراگیر بلندمدت و رویکرد برنامه ریزی استراتژیک.

-تعویض و اصلاح شرح خدمات موجود تدوین انواع طرح ها

-تعریف و ایجاد یک سیستم قوی فن آوری اطلاعات به منظور ایجاد یک جریان مستمر داده و اطلاعات به نحوی که تمامی تغییر و تحولات در سیستم،محیط و اجزای آن به صورت به هنگام در اختیار برنامه ریزان قرار گیرد.

-ایجاد یک واحد کنترل مستمر با تاکید هر چه بیشتر با استفاده از داده و اطلاعات دریافت شده

-ایجاد یک فرایند بازخورد و ارزیابی مستمر با به کارگیری سیستم فن آوری و واحدکنترل .

درنهایت این نکته ضروری است که هر چند اعمال این تغییرات در نظام برنامه ریزی شهری و منطقه ای کشور هزینه براست اما با وجود مزایای آن در بلند به مراتب بسیار بیشتر چشمگیرتر خواهد بود.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها