سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

مفهوم  رشد و توسعه شهری

 

1-1 مفهوم  رشد و توسعه شهری

پديده توسعه شهري را در يک کشور نبايد با رشد شهرنشيني اشتباه گرفت. رشد نقاط شهري به عنوان يک مقوله کمي، خود را به دو صورت، افزايش در اندازه جمعيتي شهرها و گسترش در مقياس کالبدي آنها نشان مي دهد. درحاليکه پديده توسعه شهري نمايانگر توزيع بهينه دو عامل يکي تعداد شهرها در يک نظام سلسله مراتبي و ديگري امكانات و تسهيلات زندگي و موقعيتهاي اشتغال و شکوفايي اقتصادي- اجتماعي در مراکز شهري کشور مي باشد که در فرايند توسعه شهري, رشد عددي جمعيت و پاسخگويي به نيازها و خواسته هاي آنها دو اصل اجتناب ناپذير قلمداد مي گردند(اشکوري, ۱۳۷۲ :ص ۱۳۶(

بنابراين اين رشد وگسترش شهري صرفاً فيزيك شهري است يعني نوعي از تجمع، که فکري براي آموزش،  بهداشت و فرهنگ آن نشده است و فاقد زيرساخت است(وزارت مسکن وشهرسازي, برنامه ريزي شهري در پروژه آماده سازي زمين, ۱۳۷۶ :ص ۱۵ ) که جنبه هاي مختلف رشد شهري خود را به سه صورت نشان يا به گفته پيرژرژ وجه صوري شهر است که در “ فضايي يا کالبدي “ مي دهد که صورت نخست, شکل اين مرحله به بررسي اينکه شهرچگونه مرحله به مرحله در مقر خود رو به گسترش مي نهد و چگونه اين رشد در سيماي بناها و شکل گيري راههاي ارتباطي انعکاس مي يابد پرداخته مي شود. صورت دوم وجه عملکردي شهر است و آن آگاهي بر اين واقعيت است که چگونه توالي نقشها و انطباق آن با الزامات و مقتضيات تاريخي, موجب پديد آمدن وضع کنوني شهر از نظر عملکرد و نقش شهري گرديده است که اين دو وجه صوري و عملکردي در پيوند با وجه سومي قرار دارند که عبارتند از وجه جمعيتي آن مي باشد. در واقع نقش شهر باعث تثبيت ميزاني از جمعيت) يا آستانه اي از جمعيت( مي گردد که جمعيت و بلعيده شدن مراکز روستايي “ يا اثرات متقابل اين دو بر يکديگر “ شهر در اثر رشد طبيعي و مهاجرت اطراف شهر تغيير مي کند. با اين همه رشد شهرها در پي سازگاري خود با فنون و با اشکال جديد اقتصادي پديد نمي آيد بلکه همواره يکنوع عقب ماندگي) که مشکل زاست( موجود است. در قلمرو نقش گذشته شهر،  باز هم در شکل معيشت ها و سنت هايي که عامل ضعف يا قدرت کنوني است جريان خود را ادامه مي دهد (درئو, ۱۳۷۱ :ص۸۵۹)

 

1-2 توسعه شهر

توسعه شهر فرايندي است متأثر از عوامل اقتصادي, زيست محيطي, اجتماعي, سياسي و جمعيتي که در طول تاريخ مراحل مختلفي را طي کرده است. مي توان سه مرحله مهم تاريخي را از نظر توسعه شهرها مشخص نمود:

۱- شهرهاي نخستين و باستاني, ۲- شهرهاي قرون وسطي و رنسانس ۳- شهرهاي بعد از انقلاب صنعتي, توسعه شهرها در اين مقاطع تاريخي در ارتباط با عوامل مختلفي بوده است, چنانکه شهرهاي نخستين در رابطه با مازاد توليد, اقتصاد پابرجا, مذهب, شرايط زيست محيطي, توسعه فنون, تخصص درحرفه, قشربندي اجتماعي و افزايش جمعيت, و در مواردي عامل نظامي شكل گرفته و بوجود آمدند. سپس توسعه شهرها همواره تحت تأثير عوامل مختلف سياسي, اقتصادي, مذهبي, فرهنگي, طبيعي, نظامي و تکنيکي ادامه يافته است. در طول مراحل مختلف تاريخي توسعه شهر ها, در ارتباط با جوامع مختلف و نقشهاي متعدد شهرها به انجام رسيده است, که دراين رابطه مي توان شهرهاي تجاري, گذرگاهي, دفاعي, نظامي, اداري- سياسي, مذهبي, تفريحي, استراحتگاهي, استعماري و صنعتي را عنوان نمود( عزيزپور  ۱۳۷۵ ,ص ۱۱) .

به عبارت ديگر توسعه شهری, بسيج امکانات بالقوه اجتماعي, اقتصادي و کالبدي براي بالا بردن کيفيت محيط زيست شهري و برقراري توازن در کميت و کيفيت زندگي شهرنشيني است که در اين نوع گسترش, آموزش, خدمات, بهداشت, و در مجموع فرهنگ بشري به همراه کيفيت سکونت افزايش مي يابد (وزارت مسکن وشهرسازي, برنامه ريزي شهري در پروژه آماده سازي زمين, ۱۳۷۶ :ص ۱۵).

در امر شهر و توسعه آن دو نوع نظریه مطرح می گردد؛یکی نظریه های مهاجرتی و دیگری نظریه های رشد و ساخت شهر.از نظریه های مهاجرتی می توان به نظریه ی مطلوبیت مهاجرت و نظریه ی درآمد مورد انتظار مهاجر در مقصد،نظریه ی تحلیل توسعه یافتگی اشاره کرد.این نظریه ها عموماً رشد و توسعه ی شهر را ناشی از افزایش نیروی انسانی در روستا و عدم جواب گویی روستا،بالابودن درآمد شهر نسبت به روستا در بخش های خدمات و صنعت،کنترل مرگ و میر،افزایش مهاجرت و برتری جاذبه های شهری نسبت به روستا می داند. معروفترین نظریه ها در زمینه ی رشد و توسعه ی شهر نظریه ی دوایر متحد المرکز”ارنست برگس” محقق آمریکایی است،ایشان در سال 1955 با بررسی که بر روی شهر شیکاگو و توسعه فضای آن انجام داد نظریه خود را ارائه کرد از آنجا که هر کسی توجه خاصی به تاثیر شرایط آب و هوایی بر توسعه و تکامل شهر داشت گسترش شهر را به صورت دایره ای فرض می کند که وجه بارز آن اعتقاد به این نکته است که در
توسعه ی فیزیکی شهر فرآیند پخشایش کاربری ها اتفاق می افتد و در نتیجه این جریان افراد و گروهها جا به جا می شوند و توسعه ی شهر به صورت شعاعی از مرکز شروع و به یک سری دوایر متحدالمرکز منجر می گردد.

“همر هویت” در سال 1939 نظریه ی توسعه شعاعی شهر را مطرح کرد،به اعتقاد “هویت”،شهر از مرکز اداری و بازرگانی در طول محورهای ارتباطی توسعه می یابد و مناطق سکونت گاهی در جوار بزرگ راه های شهری رودخانه ها و جاده ها گسترش می یابد و شهر در طول این مسیر ارتباطی به صورت قطاعی رشد می کند.

 

1-3 اهمیت توسعه شهری

گزارش اخیر سازمان ملل منتشر شده در سال 2011 در رابطه با افزایش جمعیت (UNFPA State of the World Population Report) بیان می دارد که جهان در آینده به طور غالب شهری خواهد بود. در این گزارش آمده است، در حالی که افزایش جمعیت در کشورهای در حال توسعه به بار آورنده فقر و بیماری بوده است به نظر می رسد که شهر ها محیطی هستند که بهترین راه حل ها را برای غلبه بر این مشکلات ارائه می دهند.

بر اساس نظریه متخصصان صندوق جمعیت سازمان ملل (UNFPA) جهان بشری در طول حیات خود با سه انقلاب بزرگ مواجه بوده است: نخست ابداع کشاورزی در 10000 سال قبل، دوم پدیده صنعتی شدن در قرن نوزدهم و سوم پدیده ای که اکنون با آن مواجه هستیم که همانا پدیده شهر شدن مناطق غیر شهری یا توسعه شهری می باشد.

جمعیت جهان به شدت در حال رشد است به نحوی که سالانه 78 میلیون نفر به آن افزوده می شود و این عدد معادل جمعیت کشور آلمان می باشد. در حال حاضر جمعیت جهان 782000000 نفر می باشد که بر اساس تخمین های انجام شده در سال 2050 ، جمعیت جهان به 2/9 میلیارد نفر خواهد رسید. بر اساس همین تخمین ها در سال 2030 ، حدود 5 میلیارد  نفر یعنی معادل 60 درصد  مردم جهان در شهرها زندگی خواهند کرد که از این میان 81 درصد در کلان شهر های کشورهای در حال توسعه ساکن خواهند بود. نمودار شماره 1 نمایشگر این روند روبه رشد می باشد.

شکل شماره 1. تخمین میزان جمعیت شهری تا سال 2030 (منبع : سازمان ملل 2010)

شکل شماره 1. تخمین میزان جمعیت شهری تا سال 2030 (منبع : سازمان ملل 2010)

 

1-3-1 رشد شهری

در مقابل, رشد شهري گسترش خودرو و بي رويه شهرکها و مناطق مسکوني و افزايش بي اصول و نابرابر سطوح مختلف شهري است. در واقع اين مسئله را مي توان از يک سو انبوهي جمعيت و از سوي ديگر ساختمان سازي صرف بدون توجه به احتياجات مورد نياز در حال و آينده به عبارتي افزايش کاربري مسكوني و تخصيص حداقل سرانه ها و فضاها به ساير کاربريها دانست و به آن پيش گرفتن رشد بر توسعه يا تقدم مقياس بر عملکرد و برتري کميت برکيفيت نام داد (دهاقاني،1373).

 

1-3-2 رشد شهر و توسعه فیزیکی

توسعه شهري مي تواند عبارت باشد از گسترش هماهنگ و متعادل سطح اختصاص داده شده به ساختمانهاي مسکوني در يک شهر با سطوح مورد نياز ساير کاربريها و همچنين تجهيز اين سطوح به تاسيسات, امکانات و تجهيزات مورد نياز در سطحي استاندارد و قابل قبول. بعبارت ديگر در توسعه شهري بايد به برابري و تعادل بين کيفيت و کميت آنچه که احداث مي شود ازيک سو و از سوي ديگر به تعداد و اندازه جمعيت شهرنشيني که در اين مناطق جاي مي گيرند, اهميت داد. توجه به محيط زيست شهري و در نظر گرفتن رفاه و آسايش شهروندان در کنار رعايت اصول زيبايي شهرها از اهداف برنامه ريزي شهري است  (دهاقاني، ۱۳۷۳) .

1-3-3 مفهوم توسعه کالبدی و اشکال آن

 

توسعه كالبدي عبارت است از تحول سيما، ريخت و پيكر فضايي شهر توأم با گسترش فيزيكي شهر در نتيجه رشد جمعيت و توسعة ساخت و سازهاي انساني، اقتصادي، سياسي يا كاربري اراضي (شبكة حمل و نقل و ارتباطات و فعاليتهاي صنعتي و اقتصادي و نيز تأسيسات و تجهيزات زيربنايي شهر از قبيل روند : خطوط آب، برق، گاز، فاضلاب و … است(رهنمايي، ١٣٧٠ ) و يا به عبارت ديگر توسعه كالبدي متحول جهت پاسخگويي به نيازها و خواسته هاي شهروندان و دربرگيرنده فضاي كالبدي جهت كاركردها و فعاليتهاي نوين كه در حالت مطلوب و ارگانيك پابه پاي تحولات اجتماعي حركت می كند و ارتباط متقابل فضاي كالبدي و تحولات اجتماعي – اقتصادي همواره به گونه اي است كه هرگونه كاستي و نقصي كه در پديده به وجود مي آيد عوارض آن در ديگري منعكس مي شود(سلطان زاده، ١٣٦٧(  توسعه كالبدي شهرها به دو صورت ذيل مطرح مي باشد : (زنگي آبادي، ٤١:١٣٧١)

 

  • توسعة از پيش تدوين شده: كه بر روي مقدار مشخصي از زمينهاي باير و براساس برنامه ريزي و طراحي قبلي چه به صورت برنامه ريزي دولتي و چه به صورت ارشادي و با كمك سرمايه گذاري بخش خصوصي طرح خانه سازي، احداث معابر، ايجاد واحدهاي خدماتي و رفاهي و غيره متحقق مي شود. اين زمين معمولاً بايد به اندازة كافي بزرگ باشد كه بتواند بيش از ده هزار نفر را كه حداقل شرايط لازم را براي تشخيص محل سكونت به عنوان شهر است در خود جاي مي دهد.

 

  • توسعة خودبخود و كنترل نشده: در اين نوع توسعه به علت افزايش جمعيت به خصوص افزايش شديد جمعيت شهري به دليل تأثير عوامل اقتصادي و اجتماعي كه مانع رشد شهري در داخل زمينهاي موجود شهر و يا رشد عمودي مي شوند، زمينهاي حاشيه شهر، مورد ساختمان سازي مسكوني قرار مي گيرند و به ندرت اين توسعه از ناحيه اقشار دارا و برروي زمينهاي گران قيمت، صورت مي پذيرد. البته در چنين حالتي، ضوابط شهرسازي به مقدار نسبتاً زيادتري رعايت مي شود اما اكثر اوقات توسعة نواحي حاشيه اي به صورت توسعة خودرو و فقيرانه است. در اين صورت حتي اگر شهر، داراي طرح جامع باشد وقتي فشارهاي جمعيتي و فشارهاي بازدارنده اجتماعي و اقتصادي درون شهر، زياد باشند معمولاً توسعة حاشي هاي خارج از ضابطه و بدون برنامه انجام م يگيرد. از همين روست كه طرحهاي جامع مي يابد اولاً متضمن بيشترين نگرش به واقعيت هاي موجود و ابزارهاي كارآمد مهار آنها باشند و ثانياً به طرحهاي تفضيلي براي همة نواحي شهر برگردانده شوند و ثالثاً راهنماي طرحهاي توسعة پيوستة نواحي حاشيه اي باشند. به هر حال همانطور كه اشاره شد توسعة بخشهاي پيوسته به شهر معمولاً هم از طرحها و برنامه هاو هم از فشارهاي خودبخودي موجود مايه مي گيرند. يعني عيلرغم اعمال برنامه ، جهت گيريهاي غيره پيش بيني شده در برنامه نيز در جريان توسعه صورت مي پذيرد. يك طرح مشخص توسعة محدود اگر بتواند ضمن توجه به ضوابط شهري، همة فشارهاي واقعي را بيابد و انعطاف لازم را براي آنها در نظر گيرد مي تواند از ريخت و پاشها و نابسامانيهاي توسعة حاشيه اي جلوگيري كند.

 

1-3-4 عوامل موثر در توسعه کالبدی شهر ها

شهرها نيز مانند موجودات زنده از لحاظ كالبد بزرگتر و از لحاظ ساخت پيچيده تر مي گردند و به دنبالاين رشد فيزيكي، توسعة اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي آنها نيز بتدريج دگرگون مي شود. همواره فضاي كالبدي شهر ها تحت تأثير مكانيزمها و عواملي قرار دارد كه در طي زمان با پيشرفتها و تحولات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي. زيست محيطي و … متحول مي گردند و در ضمن اين تأثيرات، تغييرات جديدي نيز بر چهره و منظر كالبدي، فيزيكي يا مورفولوژي آنها تحميل مي گردد. اين تغييرات زمينه اي را نيز جهت تحولات عمده در محتوي و ساختارهاي اجتماعي – اقتصادي شهرها فراهم مي كنند كه به دنبال اين تغييرات و تحولات است كه محتوي كلي شهرها بتدريج دگرگون شده و با گذشت زمان مجموعة اين عوامل در قالب رشد و توسعة ناشي از برنامه ريزيهاي مستمر در شكل يابي شهرها نقش مهمي را ايفا مي نمايد (محمدي، ۱۳۷۵) كه در كل اين عوامل را مي توان به دو دستة عوامل بيروني و دروني تقسيم :  كرد. عوامل بيروني شامل عوامل اقتصادي، اجتماعي، محيطي و ژئوپلتيكي است و عوامل دروني شامل نوع نگرش به شهر از ديدگاه سياسي، جغرافيايي، سياستها و مديريتها مي باشد.

 

1-3-5 تصورات نادرست پیرامون توسعه شهری

 

بر اساس گزارشهای سازمان ملل چندین تصور نادرست در مورد توسعه شهری وجود دارد که با توجه به اهداف این پژوهش به برخی از آنها اشاره شده است:

  • توسعه شهری به طور ذاتی زیانبار است.
  • عمده توسعه شهری در کلانشهر ها رخ می دهد.

در این بخش هریک از این تصورات مورد بررسی قرار می گیرند.

 

  • توسعه شهری به طور ذاتی زیانبار است:

تمرکز فقر در شهرها و نزول کیفیت زندگی و همچنین تاثیرات محیطی می تواند به سادگی این تصور را در اذهان مردم به وجود آورد که شهری شدن و توسععه شهری به خودی خود پدیده ای نکوهینده است. این طرز فکر نه تنها نادرست است بلکه می تواند منجر به تصمیم گیریها و سیاست گزاریهای نادرست گردد. در واقع شهرها به خودی خود به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، و محیطی دارای برتری محسوسی هستند. شهرها برای مدتهای طولانی مراکز رشد اقتصادی در بسیاری از کشورهای جهان بوده اند. آنها به دلیل مسائلی از قبیل نزدیکی به مراکز حیاتی و تمرکز منابع سهم بسزایی در تولید و رشد ملی داشته اند. این نزدیکی و تمرکز این امکان را برای ساکنین شهرها به وجود می آورد که به طریق آسانتر و ارزانتری به خدمات و منابع دسترسی یابند. پس در نتیجه به طور خودکار فقر در محیط های شهری نسبت به محیط های غیر شهری کمتر است. از دیدگاه محیط زیست هم شهرها با متمرکز ساختن جمعیت به پایداری محیط زیست کمک می کنند و بالاخره اینکه شهرها موجب کاهش جمعیت می شوند چرا که جدا از امکان دسترسی به آموزشهای بهتر، انگیزه های موجود در روستاها برای جمعیت بیشتر در شهرها به شدت کاهش می یابد.

 

  • عمده توسعه شهری در کلانشهر های رخ می دهد:

اخیرا بیشتر توجه عمومی به کلانشهرها می باشد( شهرهای با جمعیت 10 میلیون یا بیشتر). اما برخلاف تصور عامه این کلانشهرها نیستند که در بردارنده عمده جمعیت شهری هستند. آنها همچنین در آینده نیز بخش اصلی جمعیت حاصل از توسعه شهری را در خود جای نخواهند داد. همچنان که در شکل 2 نمایش داده شده است، شهرهای کوچکتر(شهرهای با جمعیت کمتر از 500 هزار نفر ) کماکان بیش از نیمی از جمعیت شهری جهان را در برگرفته اند. آنها همچنین نیمی از جمعیت شهری شده در آینده را جذب خواهند کرد. در حالی که کلانشهرها تنها 9 درصد از جمعیت شهری جهان را در خود جای داده اند و این نسبت در آینده تغییر چشمگیر نخواهد داشت.

شکل شماره 2 . درصد جمعیت شهری بر اساس طبقه بندی جمعیت شهرها  ( منبع United Nation 2006)

شکل شماره 2 . درصد جمعیت شهری بر اساس طبقه بندی جمعیت شهرها  ( منبع United Nation 2006)

 

این مطلب به خصوص به لحاظ سیاستگذاری دارای اهمیت بسزائی می باشد. آنچه باید مورد توجه خاص قرار گیرد این است که این شهرهای کوچک چگونه می توانند در آینده چنین جمعیتی را در خود جای دهند. اما در این میان خبر خوش ان است که شهرهای کوچک به لحاظ گسترش مرز شهر، توانایی در جذب سرمایه ها و استقلال د رتصمیم گیری کاملا انعطاف پذیر هستند. از سوی دیگر آنچه ناگوار است این نکته است که شهرهای کوچک مشکلات حل نشده زیادی در زمینه اسکان، امور بهداشتی، و خدمات زیرساختی دارند. این مسائل آنها را به کاندیدای اصلی برای حمایت های مالی و فنی تبدیل می کند.

نقشه های تراکم جمعتی و پراکندگی شهری در جهان ( منبع سازمان ملل، 2006)

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها